کودکان بدقلق
اول از همه، هر کودکی خلق و خوی یا ویژگی های شخصیتی خاصی دارد. به عنوان مثال، هر نوزادی از همان ابتدا روش خاص خود را برای ابراز نارضایتی دارد.
بسیاری از رویکردهای جدید فرض می کنند که “کودک بدقلق” در درجه اول نشانه یک رابطه ناکارآمد بین کودکان و بزرگسالان است. به گفته مایکل وینترهوف، روانپزشک نوجوان، چنین اختلال رابطه زمانی رخ می دهد که با کودک مانند یک پارتنر رفتار شود و در همه تصمیم گیری ها نقش داشته باشد یا زمانی که یک بزرگسال می خواهد همیشه مورد محبت و احترام فرزندش باشد.
آیا کودکان بدقلق وجود دارند - یا آنها را بدقلق می کنند؟
در بسیاری از خانوادهها، در مهدکودکها و مدارس، کودکانی وجود دارند که به بدقلقی، مشکلات رفتاری یا حتی «مزاحمت» شهرت دارند. تعداد زیادی از این کودکان به دلیل رفتار خود تحت درمان قرار می گیرند، به روانشناسان کودک ارجاع می شوند و یا داروهایی مانند ریتالین (برای کنترل ADHD) برای آنها تجویز می شود. یک مطالعه توسط موسسه رابرت کخ به این نتیجه رسید که بیش از 20 درصد از کودکان دارای مشکلات رفتاری هستند. آیا این بچه ها فقط کودکان بدقلق هستند یا بزرگترها آنها را به این چیزی که هستند، تبدیل کرده اند؟ علل رفتارهای آنان چیست و چه باید کرد؟
هر کودکی خلق و خوی خاص خود را دارد
اول از همه، هر کودکی خلق و خوی یا ویژگی های شخصیتی خاصی دارد. به عنوان مثال، هر نوزادی از همان ابتدا روش خاص خود را برای ابراز نارضایتی دارد. برخی از نوزادان وقتی جای خود را خیس کنند و برخی دیگر اگر گرسنه باشند گریه می کنند. یک کودک به راحتی به افراد ناشناس نزدیک می شود، دیگری دوست دارد از غریبه ها دوری کند. برخی از کودکان به سرعت ناامیدی خود را بروز می دهند، برخی دیگر در برابر این حس مقاومت می کنند. کودکان پرخاشگر یا بی قرار به عنوان “بدقلق” تلقی می شوند. از سوی دیگر، کودکان گوشهگیر، مشاهدهگر و منفعل، که ممکن است مشکلاتی نیز داشته باشند، به ندرت با این عناوین تلقی میشوند. هر کس با خلق و خوی “سخت” لازم نیست به یک مشکل تبدیل شود. یک واکنش موثر و مسئولانه در اینجا اهمیت بیشتری پیدا می کند. افزایش کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری را نمی توان با تفاوت در خلق و خوی توضیح داد.
نشانه ها
بسیاری از رویکردهای جدید فرض می کنند که “کودک بدقلق” در درجه اول نشانه یک رابطه ناکارآمد بین کودکان و بزرگسالان است. به گفته مایکل وینترهوف، روانپزشک نوجوان، چنین اختلال رابطه زمانی رخ می دهد که با کودک مانند یک پارتنر رفتار شود و در همه تصمیم گیری ها نقش داشته باشد یا زمانی که یک بزرگسال می خواهد همیشه مورد محبت و احترام فرزندش باشد. والدین، کودک را جزئی از خود می دانند که باید مطابق میل او رفتار کند. اگر کودک این کار را نکند، دلایل واقعی جستجو نمی شود، بلکه علت را از معلم، مشاور، دوستان و یا یک بیماری (مثلا ADHD، بیش فعالی) جستجو می کنند. به گفته این روانپزشک، دانستن این نکته ضروری است که کودکان از پنج سالگی تقریبا همه چیز را برای والدین خود انجام می دهند. به عنوان مثال، یک کودک بخاطر والدین خود به مدرسه و یا مهدکودک می رود و نه به این دلیل که آن را برای زندگی خود مهم می داند. اما اگر این تعریف به هر دلیلی مختل شود، رفتار اجتماعی و عملکردی کودک نیز آسیب می بیند.
علل بدقلقی را دریابید؟
برای پی بردن به علل رفتار کودکان، والدین باید از جمله سوالات زیر را از خود بپرسند:
· آیا کودک به اندازه کافی محبت دریافت میکند و تشویق می شود؟
· آیا انتظاراتمان از او درست و مطابق با توانمندی های او است؟
· والدین چه نقشی در خانواده دارند؟ چگونه این نقش را ایفا می کنند؟
آنچه والدین می توانند انجام دهند
والدین می خواهند بدانند چه کاری می توانند برای بهبود وضعیت انجام دهند. چند نکته از کارشناسان به طور خلاصه:
· برایشان وقت بگذارید، به معنای وقت برنامه ریزی شده و بدون آیتم های شلوغ و گیج کننده
· سطح بالایی از محبت مثبت ؛ تاکید بر نقاط قوت
· هرگز رفتار پرخاشگرانه یا سایر رفتارهای “منفی” را نادیده نگیرید، ناخشنودی خود را از رفتار کودکتن به وضوح بیان کنید بدون اینکه در سرزنش و غرزدن های بی پایان قرار بگیرید.
· ابراز همدردی کنید (“وای، این تکلیف زیادی است!”)
· درک کنید که کودک در هر سنی نمی تواند عواقب رفتار خود را پیش بینی کند. بنابراین والدین می بایست راهبرانه در تصمیم گیری به آنها کمک کنند.
· در قراردادهایی که با کودک بسته اید قاطعانه و در عین حال مهربان بمانید