کمک به کودکان اجتنابی از طریق چالشها و ترسها
همترین اصل در اینجا عرضه است، نه امکان فرار.
- برخی از بچهها میخواهند در منطقه امن خود بمانند و از چالشها یا تجربیات جدید اجتناب کنند.
- اجتناب از چالشها یا انجام هر کار جدید می تواند دنیای آنها را کوچک کند زیرا آنها به دنبال امنیت هستند و از خطر دوری می کنند.
- کمک به کودکان برای خارج شدن از منطقه امن خود به این معنی است که والدین فرصتهایی را برای قرار دادن کودکان در معرض چالشها ایجاد میکنند.
جیکوب (6 ساله) عاشق شنا است و به یک تیم شنایی میپیوندد که واقعاً لذت میبرد. سپس بر اثر چندین بیماری، بیش از یک ماه از این فعالیت محروم میشود، و پس از آن اجتناب از حضور در تمرینها را شروع میکند. وقتی والدین از او میپرسند چرا، او میگوید که دیگر علاقهای به شنا ندارد – که این “احمقانه” است – که این برای والدین گیجکننده و نگرانکننده است. آنها میدانند که این فعالیت چقدر برای جیکوب تقویتکننده است و ترک آن یک ضرر واقعی است.
والدینش در مورد نحوه پاسخ دادن در یک دوگانگی هستند. آنها میدانند که این اجتناب ناسالم است. در عین حال، این امر بسیار ناراحت کننده و “اشتباه” به نظر میآید که او را مجبور به انجام چیزی کنند که نمیخواهد. و به هر حال، چگونه آن را انجام دهند؟
این یک موقعیت بسیار رایج است که بسیاری از والدینی که به من مراجعه میکنند با آن مواجه میشوند. کودکانشان از چیزهایی که سخت هستند یا در آنها کامل نیستند دوری میکنند. آنها به سادگی تسلیم میشوند و به همین دلیل از تجربیات مهمی که ممکن است برای آنها لذت بخش باشد و اعتماد به نفسشان را افزایش دهند، محروم میشوند.
چگونه به کودکان کمک کنیم تا روی ناراحتی خود کار کنند
در برابر وسوسه تشویق و رشوه/پاداش برای مشارکت مقاومت کنید. در حالی که والدین میخواهند این تاکتیکها انگیزهدهنده باشند، اما میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند، به ویژه برای کودکان بسیار حساس که بسیار به انگیزههای پنهان والدینشان توجه دارند. آنها در حال حاضر با احساسات دشوار در مورد وضعیت سر و کار دارند. زمانی که احساس میکنند شما از شرکت نکردن آنها ناراضی یا ناراحت هستید – زمانی که آنها به استخر نمیپرند تا به بقیه کودکان کلاس بپیوندند یا زمانی که از پیوستن به صف تشکر در جشن تولد اجتناب میکنند – و متوجه میشوند که شما سعی دارید آنها را کنترل کنید و تلاش میکنید تا رفتارشان را تغییر دهید، این امر به استرس آنها اضافه میکند و احتمالاً اعتماد به نفس آنها برای پیشرفت در مواجهه با چالش کمتر میشود.
در واقع، زمانی که والدین جیکوب شروع به تمجید میکنند – او را تشویق میکنند و پاداش به او پیشنهاد میدهند تا به تیم بازگردد – جیکوب فقط اجتناب بیشتری نشان میدهد. او تمام صحبتهای آنها را رد میکند و موضع خود را که شنا را ترک میکند دوچندان میکند
کنجکاو شوید و سعی کنید تا درک کنید.
والدین جیکوب هنگامی که میبینند که درباره او در حال شکست خوردن هستند، تغییر مسیر میدهند. در ساعت خواب، زمانی که او بیشترین تمایل به صحبت کردن و تأمل دارد، مادر جیکوب میگوید: “در مورد نگرانی تو از بازگشت به شنا فکر کردهام. ما به دنبال متقاعد کردن تو برای بازگشت بودیم که واقعا به تو گوش ندادیم. ما میخواهیم بدانیم که در مورد چه چیزی فکر میکنی و چه احساسی داری.” او مکث میکند. آنها برای یک دقیقه ساکتند. سپس جیکوب پاسخ میدهد: “من نمیخواهم از همه کودکان دیگر بدتر باشم، که خواهم بود چرا که تعداد زیادی تمرین را از دست دادهام.”
مادرش نگرانی او را در مورد عقب افتادگی تأیید میکند و با او همدردی میکند. که برای آنها بسیار منطقی است که او چنین احساسی داشته باشد.
به خود یادآوری کنید که آنچه فرزندتان میخواهد لزوما آن چیزی نیست که او نیاز دارد. تعداد کمی از بچهها را میشناسم که داوطلبانه خود را در موقعیت ناخوشایندی قرار میدهند. طبیعتی که آنها میخواهند، ایمنی است. (این برای بسیاری از بزرگترها نیز صدق میکند.) بنابراین، اگر انجام دادن فعالیت را به عنوان یک انتخاب مطرح کنید و به توافق آنها برای انجام فعالیت اعتماد کنید، احتمالاً اتفاق نخواهد افتاد. اجتناب برنده خواهد بود.
هر چند این کودکان میخواهند در ناحیه راحتیشان بمانند، اما آنچه که به آن نیاز دارند، تجربه است. این بدان معناست که والدین فرصتهایی را برای کودکان ایجاد میکنند تا با ناراحتی مواجه شوند و از آنجا عبور کنند، نه اینکه به اجتناب ادامه دهند، که نیاز به تحمل ناراحتیشان دارد. تنها راهی که کودکان میآموزند چگونه از ترس عبور کنند، این است که از آن عبور کنند و ببینند که زنده ماندند و میتوانند با آن برخورد کنند. اینگونه است که انعطاف پذیری و ظرافت ایجاد میشود.
بر این اساس، والدین جیکوب به او توضیح می دهند که حضور در تیم یک تعهد است و وظیفه آنها به عنوان مادر و پدرش این است که مطمئن شوند او به تعهداتش عمل می کند. آنها به وضوح میدانند که بقیه کار به او بستگی دارد. که وقتی آنها در استخر هستند، او باید تصمیم بگیرد که آیا شرکت میکند یا نه. این انتخاب اوست.
او هنوز هم با والدین مخالفت میکند. آنها همچنان به ناراحتی او اذعان میکنند و میدانند که این برای او دشوار است، و با برنامه ادامه میدهند. آنها به مذاکره با او نمیپردازند. (مراقب باشید که هنگامی که کودک متوجه میشود که شما به دنبال موافقت او هستید – که اجرای برنامه به موافقت او وابسته است – این امکان را فراهم میکند که شما را از آن منصرف کند و به گفتگو با شما بپردازد. این ممکن است منجر به یک نبرد قدرتی دیگر شود و کودک در اختیارِ گرفتن تصمیمی که ممکن است در راستای بهترین منافعش نباشد، قرار بگیرد.)
در اولین تمرینی که والدینش او را پس از غیبتهایش به آن میبرند، جیکوب در کنار خطوط زمین نشسته و از پیشنهادات معلم برای پیوستن به تیم انصراف میدهد. مادر او از تشویق او به شرکت در تمرین پرهیز میکند و پیشنهاد میدهد که شاید در حین تماشا، بتواند بررسی کند و ببیند که آیا بچهها واقعاً از جایی که قبل از تعطیلات بوده است جلوتر هستند یا نه. او از این ایده خوشش میآید و با هم در این کار مشغول میشوند. جیکوب توصیف کننده خوبی است و در مورد چیزهایی که در حال مشاهده است توضیح میدهد، در حالی که مادر سوالاتی در مورد مهارتهایی که یاد میگیرند و تمریناتی که انجام میدهند میپرسد. (معتقدم که جیکوب به این شکل مشارکت میکند چون مادرش هیچ چیز را به او القا نمیکند. او تلاشی برای جهتدهی یا ترغیب او به پریدن به استخر و شرکت در تمرین نمیکند. او نسبت به انتخاب او پذیراست، بنابراین او در حالت دفاعی نیست و در حالت پذیرش بیشتری قرار دارد.)
در تمرین دوم، جیکوب به سرعت وارد استخر میشود و به تمرین برگشته است. او بسیار خوشحال است که تمرین پایان یافته است و به وضوح احساس غروری از خود دارد که بر این ترس پیروز شده و به عنوان یک قسمت از تیم بازگشته است.
میدانم که این تغییرات همیشه به این سرعت رخ نمیدهد. اما این بدان معنا نیست که این رویکرد موثر نیست. برای برخی از بچهها، این روند باید تدریجیتر باشد و طولانیتر شود.. اما توانمندسازی اجتناب چیزی است که برای بچهها مضر است، زیرا آنها بسیاری از تجربیات لذتبخش و تقویتکننده را از دست میدهند و میبینند که نمیتوانند با ناراحتیهایی که همه ما در این دنیا با آن روبرو هستیم کنار بیایند و از پس آن برآیند.