پرش به محتوا


info@soudehmodaress.com


09212819791

پنج زبان عشق

در حوزه زبان‌شناسی چند گروه زبان اصلی وجود دارد، مثل ژاپنی، چینی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و …

اغلب ما با زبان والدین و خویشاوندانمان بزرگ می‌شویم. بعدا ما با تلاش بیشتر زبان‌های دیگر را می‌آموزیم و به عنوان زبان دوم استفاده می‌کنیم. اما زبان مادری‌مان را بهتر از همه می‌فهمیم و با آن صحبت می‌کنیم. هرچه بیشتر از زبان دوم استفاده کنیم، برقراری رابطه با آن راحت‌تر می‌شود. اگر فقط به زبان مادری خود صحبت کنیم و با شخص دیگری که او هم فقط به زبان اصلی خودش حرف می‌زند ملاقات کنیم، ارتباط ما محدود می‌شود و رساندن منظور سخت می‌شود. اختلاف زبان در ذات فرهنگ بشری است. درصورتی‌که ما بخواهیم با فرهنگ‌های مختلف به طور موثری ارتباط برقرار کنیم باید زبان افرادی را که در آرزوی ارتباط با آن‌ها هستیم، بیاموزیم.

زبان عشق عاطفی شما و همسرتان ممکن است به اندازه زبان چینی و انگلیسی با هم فرق داشته باشد. هرچقدر هم شما سعی کنید عشق خود را به انگلیسی ابراز کنید و همسرتان فقط چینی بفهمد، هرگز نخواهید فهمید که چطور به یکدیگر عشق بورزید.

سوده مدرس- پنج زبان عشق

اساساً پنج زبان عشق وجود دارد. پنج راهی که مردم عشق عاطفی را می‌فهمند و با آن سخن می‌گویند. در حوزه زبان‌شناسی شاید هر زبان لهجه‌های متعدد و متنوعی داشته باشد. به همین ترتیب، پنج زبان اصلی عشق نیز دارای لهجه‌های بسیار هستند به همین دلیل است که در تیتر مقالات مجلات می‌خوانیم «ده راه برای اینکه همسرتان بداند دوستش دارید»، «سیصد و شصت و پنج راه ابراز عشق در زندگی زناشویی»، «بیست راه برای نگه داشتن مردها در خانه». ما  ده، بیست یا سیصد و شصت و پنج زبان اصلی عشق نداریم. تعداد راه‌های ابراز عشق در هر زبان عشق را فقط تخیل انسان می‌تواند محدود کند. مسئله مهم این است که به همان زبان عشق همسرتان حرف بزنید.

کودکان از همان دوران اولیه رشد خود الگوهای عاطفی منحصر به فرد خود را پرورش می‌دهند. کودکانی که احساس کنند مورد محبت والدین و دوستانشان قرار دارند زبان اصلی عشق مبتنی بر ساختار روانی منحصر به فرد خود را ایجاد می‌کنند؛ زبانی متناسب با شیوه ابراز محبت والدین و سایر اشخاص مهم زندگی‌شان به آن‌ها. آن‌ها بر مبنای همین زبان اصلی سخن می‌گویند و همین زبان را می‌فهمند. بعدها ممکن است آن‌ها زبان دوم عشق را بیاموزند اما همیشه بیش از همه با زبان اصلی خود احساس راحتی خواهند کرد

کودکانی که احساس کنند والدین و همسالان‌شان دوستشان ندارند نیز زبان اصلی عشق خاص خود را به وجود می‌آورند. اما این زبان تا حدی تحریف شده است، درست همان‌گونه که برخی کودکان ممکن است دستور زبان ضعیفی داشته باشند و کلمات را خوب نفهمند. این دستور زبان ضعیف بدان معنا نیست که آن‌ها نمی‌توانند به خوبی ارتباط برقرار کنند بلکه بدین معناست که آن‌ها نسبت به کسانی که الگوی مثبت‌تری داشته‌اند باید تلاش و کوشش بیشتری بکنند.

به ندرت زن و شوهر زبان عشق یکسان دارند. ما معمولاً به زبان عشق خاص خودمان حرف می‌زنیم و وقتی همسرمان حرفمان را نمی‌فهمد گیج می‌شویم. ما عشق و محبت‌مان را ابراز می‌کنیم اما پیام‌مان دریافت نمی‌شود زیرا آن را به زبان بیگانه ارسال کرده‌ایم. وقتی شما زبان اصلی عشق همسرتان را می‌آموزید و با آن حرف می‌زنید کلید ازدواج پایدار و پر مهر را کشف کرده‌اید. پس از ازدواج الزاماً نباید عشق از بین برود اما برای زنده نگه داشتن عشق باید همت کنیم و زبان دوم عشق را یاد بگیریم. اگر همسرمان زبان مادری ما را نمی‌فهمد ما نمی‌توانیم روی این زبان تکیه کنیم. اگر می‌خواهیم محبتی را که به او ابراز می‌کنیم احساس کند باید آن را به زبان اصلی عشق بیان کنیم.

نیاز به احساس محبت از نیازهای عاطفی اصلی انسان است. به خاطر عشق، ما کارهای زیادی انجام می‌دهیم و همین‌طور فعالیت‌های زیادی بدون عشق تحمل‌ناپذیر و سخت است.

«هر آن‌چه در زندگی بشر با انگیزه عشق صورت نگرفته باشد در نهایت پوچ و توخالی است.» او نتیجه گرفت که در صحنه پایانی نمایش زندگی انسان تنها سه شخصیت باقی خواهد ماند: «ایمان، امید و محبت. اما بزرگترین آن‌ها محبت است.»

پولس رسول

روانشناسان کودک تاکید می‌کنند که هر کودکی نیازهای عاطفی اساسی و معینی دارد که برای ثبات عاطفی او حتما باید برآورده شوند. در میان این نیازهای عاطفی، هیچ‌کدام اساسی‌تر از نیاز به محبت و توجه نیست، یعنی نیاز کودک به این احساس که او را دوست دارند و می‌خواهند. کودکی که توجه و محبت کافی دریافت کند در بزرگسالی فردی مسئول خواهد شد. بدون توجه و محبت، کودک به لحاظ عاطفی و اجتماعی عقب‌مانده خواهد شد.

 

دکتر راسل کمپل روان‌پزشک کودک و نوجوان: در درون هر کودکی «مخزن عاطفی» ای هست که باید با عشق پر شود. وقتی کودکی احساس می‌کند که واقعا دوستش دارند به طور عادی رشد خواهد کرد اما وقتی مخزن عشق خالی باشد کودک دچار مشکلات رفتاری می‌شود. بسیاری از بدرفتاری‌های کودکان ناشی از تاثیرات خالی بودن «مخزن عشق» است. این نیاز عاطفی به عشق و محبت صرفا مربوط به دوران کودکی نیست. این نیاز تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. تجربه عاشق شدن به طور موقت این نیاز را برطرف می‌کند، اما این راه حلی سریع است و عمر محدود و قابل پیش‌بینی‌ای دارد. وقتی مخزن عشق عاطفی همسرتان پر است و او با عشق شما احساس امنیت می‌کند، کل جهان تابناک می‌شود و همسرتان به سمت قله‌ قابلیت‌های وجود خود در زندگی حرکت می‌کند. با دانستن پنج زبان عشق و کشف زبان اصلی عشق همسرتان، کوشش‌های عاشقانه شما با بیشترین کامیابی مواجه خواهد شد.

دکتر راسل کمپل
سوده مدرس- زبان اول عشق

زبان اول عشق: کلام تایید‌آمیز

یکی از راه‌های بیان و ابراز عشق، استفاده از واژه‌های دلگرم‌کننده و تشویق‌آمیز است. تعریف شفاهی یا قدردانی با کلمات، ابزارهای قدرتمند ابراز عشق و محبت هستند. تعریف زبانی تنها راه بیان کلمات تاییدآمیز در مورد همسرتان نیست، شیوه دیگر، استفاده از کلمات تشویق‌آمیز است. واژه تشویق در انگلیسی به معنای «ایجاد شهامت» است. با تشویق زبانی در واقع می‌گوییم: «من می‌دانم، من توجه دارم، من با تو هستم» اکثر ما بیش از آن استعداد نهفته داریم که هرگز بتوانیم آن‌ها را پرورش دهیم. آن‌چه ما را عقب نگه می‌دارد شهامت است. همسر دوست‌دار مهربان کسی است که می‌تواند نقش یک یاریگر بسیار قدرتمند را ایفا کند.

 عشق مهربان است، بنابراین اگر ما بخواهیم با زبان، ارتباط عاشقانه برقرار کنیم، باید از واژه‌های مهرآمیز استفاده کنیم. شیوه صحبت ما فوق‌العاده مهم است. عشق تقاضا می‌کند، تحکم نمی‌کند. اگر با تحکم خواسته‌مان را بیان کنیم، امکان صمیمیت را حذف کرده‌ایم و همسرمان از ما دور خواهد شد.

 اگر شما زن یا مردی نیستید که زبان اصلی عشق‌تان استفاده از کلمات باشد اما فکر می‌کنید که این زبان عشق همسرتان می‌تواند باشد، پیشنهاد می‌کنم دفترچه‌ای با عنوان «کلمات تاییدآمیز» درست کنید. هرگاه مقاله یا کتابی درباره عشق می‌خوانید کلمات تاییدآمیزی را که در آن می‌بینید یادداشت کنید‌. وقتی سخنرانی‌ای پیرامون عشق می‌شنوید یا دوستی کلامی مثبت درباره فرد دیگری می‌گوید و شما آن را می‌شنوید، آن را بنویسید. پس از مدتی می‌بینید که فهرست بلندبالایی در اختیار دارید که برای ابراز عشق به همسرتان می‌توانید از آن استفاده کنید.

هدف عشق به دست آوردن چیزی که شما می‌خواهید نیست بلکه انجام دادن کاری برای سعادت کسی است که دوستش دارید. اما واقعیت این است که وقتی ما کلام تاییدآمیز دریافت می‌کنیم به احتمال قوی ترغیب می‌شویم که متقابلاً هم کاری بکنیم.

تشویق مستلزم توجه و محبت و نگاه کردن به جهان از چشم همسرتان است. اما ابتدا باید بفهمیم چه چیزی برای همسرمان مهم است.

اگر می‌خواهیم روابط صمیمانه داشته باشیم باید آمال و آرزوهای یکدیگر را بشناسیم. اگر می‌خواهیم یکدیگر را دوست داشته باشیم باید خواست‌های یکدیگر را بدانیم.

 

زبان دوم عشق: وقت گذاشتن برای یکدیگر

یکی از  وجوه اساسی وقت گذاشتن برای یکدیگر، با هم بودن است. منظور کنار هم بودن نیست ممکن است دو نفر در یک اتاق نزدیک هم نشسته باشند اما الزاما با هم نباشند. با هم بودن به توجه و تمرکز نیاز دارد. منظور این است که ما با هم کاری انجام بدهیم و طی این مدت تمام توجهمان به دیگری باشد. فعالیتی که هردو در آن شرکت می‌کنیم مهم نیست. نکته مهم به لحاظ عاطفی این است که ما با توجه کامل به یکدیگر اوقاتی را با هم باشیم.

همانند کلمات تاییدآمیز، زبان وقت گذاشتن برای یکدیگر نیز لهجه‌های متعددی دارد. یکی از متداول‌ترین لهجه‌ها، گفتگوی تمرکز است. منظور از گفتگوی متمرکز، گفتگوی دوستانه بین دو نفری است که تجارب، افکار، احساسات و آمال و آرزوهای خود را در فضایی آرام و پرمهره با هم درمیان می‌گذارند. اکثر افرادی که از حرف نزدن همسرشان شکایت دارند منظورشان واقعا این نیست که همسرشان هرگز حتی یک کلمه نمی‌گوید. منظور آن‌ها این است که او به ندرت در گفتگوی متمرکز و دوستانه شرکت می‌کند.

 گفتگوی متمرکز کاملا با زبان اول عشق متفاوت است. کلمات تاییدآمیز روی چیزی تکیه می‌کنند که ما می‌گوییم، اما گفتگوی متمرکز روی چیزی که می‌شنویم متکی است. اگر من به شما محبت کرده و برای شما وقت گذاشته‌ام تا مدتی را با هم گفتگو کنیم، این بدان معنی است که من سعی می‌کنم توجه شما را جلب کنم و به آن‌چه می‌گویید به دقت گوش می‌کنم‌. رابطه یعنی گوش دادن دلسوزانه برای درک افکار، احساسات و آرزوهای طرف مقابل.

بسیاری از ما برای تجزیه و تحلیل مسائل و یافتن راه حل تربیت شده‌ایم. ما فراموش می‌کنیم که ازدواج یک رابطه است. نه پروژه‌ای که باید کاملش کنیم یا مشکلی که باید حلش کنیم.

یکی از راه‌های یادگیری یک الگوی جدید این است که هر روز را مدتی با هم بگذرانیم و هرکدام‌مان درباره سه اتفاقی که آن روز افتاده و احساسی که درباره آن‌ها داریم حرف بزنیم

یکی از ثمرات فعالیت‌های سازنده مشترک این است که مخزن خاطره‌ای ایجاد می‌کند که تا سال‌ها بعد می‌توان از موجودی آن استفاده کرد.

زبان سوم عشق: دریافت هدایا

هدیه چیزی‌ست که شما در دستتان می‌گیرید و می‌گویید «او به فکر من بود» یا«او مرا به خاطر داشت.» شما برای این که به کسی هدیه بدهید باید به او فکر کنید. خود هدیه نماد آن فکر است. مهم نیست که چقدر پول صرفش شده. مهم این است که شما به فکر او بوده‌اید. و فقط فکری که در ذهن بوده مهم نیست بلکه فکری که عملا صرف تهیه هدیه و اعطای آن به عنوان مظهر عشق شده اهمیت دارد.

اگر زبان اصلی عشق من دریافت هدیه باشد برای حلقه‌ای که همسرم به من داده ارزش زیادی قائل می‌شوم و با غرور فراوان آن را به دست می‌کنم. اگر زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدیه است شما می‌توانید یک هدیه دهنده حرفه‌ای شوید. در واقع این یکی از آسان‌ترین زبان‌های عشق برای یادگیری است.

اگر کشف کردید که زبان اصلی عشق همسرتان دریافت هدایاست، آن وقت شاید بفهمید که خرید هدیه برای او بهترین سرمایه‌گذاری است که می‌توانید در زندگی‌تان بکنید. شما روی رابطه‌تان سرمایه‌گذاری می‌کنید و مخزن عشق محبوبتان را پر می‌کنید و او با مخزن عشق پر می‌تواند متقابلاً محبت مورد نیاز شما را به همان زبانی که می‌فهمید به شما برگرداند. هدایا الزاما نباید گران‌قیمت باشند، لزومی هم ندارد که هر هفته داده شوند. اما برای بعضی افراد ارزش هدیه هیچ ربطی به پولی ندارد که صرف تهیه آن شده بلکه فقط با عشق و محبت نهفته در آن ارتباط دارد.

مادران روزهایی را که بچه‌ها از حیاط خانه گل می‌چینند و به آن‌ها هدیه می‌دهند در خاطر نگه می‌دارند. آن‌ها احساس می‌کنند مورد محبت‌اند، حتی اگر آن گل همان گلی بوده که مادر دلش نمی‌خواسته چیده شود.

هدایا اندازه رنگ و اَشکال گوناگون دارند از نظر کسی که زبان اصلی عشق او دریافت هدیه است قیمت هدیه اهمیت چندانی ندارد، مگر این‌که با وسع شما ابداً تناسبی نداشته باشد. هدیه را می‌توان خرید پیدا کرد یا ساخت.

حضور فیزیکی در زمان بحران بهترین هدیه‌ای است که می‌توانید به همسری بدهید که زبان اصلی عشق او دریافت هدیه است.

 

سوده مدرس- زبان اول عشق

زبان چهارم عشق: خدمت به یکدیگر

منظور از خدمت به یکدیگر انجام کارهایی است که می‌دانید همسرتان دوست دارد شما انجام بدهید. شما دنبال کسب خشنودی او از طریق خدمت به او هستید و عشق خود را به او با انجام کارهایی برای او نشان می‌دهید.

عشق یک انتخاب است و نمی‌تواند اجباری باشد. انتقاد و امر و نهی باعث شکاف و دور شدن از یکدیگر می‌شود. ممکن است با انتقاد کافی بتوانید چیزی را از همسرتان کسب کنید و او آن‌چه را که می‌خواهید انجام بدهد، اما احتمالا به معنی ابراز محبت نخواهد بود. اما با درخواست کردن می‌توانید او را به سمت ابراز عشق راهنمایی کنید.

هریک از ما هر روز باید تصمیم بگیرد که به همسرش عشق بورزد یا نه. اگر عشق را انتخاب کنیم آن‌گاه بیان آن به نحوی که همسرمان دوست دارد عشق‌مان را به لحاظ عاطفی موثرتر خواهد ساخت.

انتقادات همسر من درباره رفتارم واضح‌ترین سرنخ را درباره زبان اصلی عشق او به دست می‌دهد. افراد بیشترین انتقادها را در زمینه‌ای می‌کنند که خودشان عمیق‌ترین نیاز عاطفی را در آن زمینه دارند. انتقاد آن‌ها راه ناقصی است برای طلب عشق. اگر ما این را بفهمیم می‌تواند به ما کمک کند تا انتقاد آن‌ها را به طرزی سازنده‌تر در نظر بگیریم.

درخواست کردن به عشق جهت می‌دهد ولی دستور دادن جریان عشق را بند می‌آورد.

آن‌چه ما پیش از ازدواج برای یکدیگر انجام می‌دهیم دلیلی بر کارهایی که پس از ازدواج انجام خواهیم داد نیست.

آموختن زبان عشق خدمت به دیگری مستلزم این است که برخی از ما در مورد کلیشه‌های رایج نقش زن و شوهر تجدید نظر کنیم.

 

زبان پنجم عشق تماس فیزیکی

می‌دانیم که تماس فیزیکی و لمس کردن یکدیگر از راه‌های ابراز مهر و محبت است. پژوهش‌های متعدد به عمل آمده در حوزه تعلیم و تربیت کودک همگی به این نتیجه رسیده‌اند که نوزادانی که در آغوش گرفته شده و نوازش شده‌اند زندگی عاطفی بهتری خواهند داشت تا نوزادانی که مدت‌های مدید از بوسه و نوازش محروم بودند اهمیت کودک و نوازش ایده جدیدی نیست.

در زندگی زناشویی نیز تماس فیزیکی راه قدرتمندی برای ابراز عشق است. گرفتن‌دست یکدیگر، در آغوش کشیدن و رابطه جنسی همگی راه‌های ابراز عشق به همسر هستند. بدون این تماس‌ها زوج محبت یکدیگر را احساس نخواهند کرد. مخزن عشق و نوازش پر می‌شود و هر یک از زوج‌ها از عشق همسر خود اطمینان حاصل می‌کند.

ارتباط جنسی تنها یکی از لهجه‌های زبان عشق تماس فیزیکی است. از میان پنج حس، لمس کردن برخلاف چهار حس دیگر به نقطه خاصی از بدن محدود نیست. در سرتاسر بدن گیرنده‌های کوچک لمسی وجود دارد. وقتی این گیرنده‌ها لمس بشوند یا فشار داده شوند اعصاب بدن این حس را به مغز منتقل می‌کنند. مغز آن را تعبیر می کند و از این طریق ما میفهمیم چیزی که لمس‌مان کرده گرم است یا سرد است سفت است یا نرم، درد می‌آورد یا لذت. هم‌چنین می‌توانیم آن‌را محبت آمیز یا خصمانه تعبیر کنیم.

تماس فیزیکی می‌تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. می‌تواند هم نفرت را منتقل کند و هم محبت را. از نظر کسی که زبان اصلی عشق او تماس فیزیکی است، این پیام بسیار رساتر از جمله «دوستت دارم» یا «از تو متنفرم» است. سیلی زدن به بچه از نظر هر کودکی بسیار رنج‌آور است اما برای کودکی که زبان اصلی عشق او تماس فیزیکی است ویران کننده است.

در زندگی زناشویی لمس عشق می‌تواند اَشکال بسیاری به خود بگیرد و از آن‌جا که گیرنده‌های لمسی در سرتاسر بدن پخش شده‌اند تماس مهرآمیز با هر نقطه از بدن همسرتان می‌تواند به معنای ابراز محبت باشد.

تماس‌های عاشقانه ضمنی به وقت کمتری نیاز دارد ولی فکر بیشتری می‌برد. کنار هم نشستن روی یک مبل برای تماشای برنامه تلویزیونی محبوب‌تان به هیچ وقت اضافی نیاز ندارد اما محبت شما را با صدای رسا اعلام می‌کند. وقتی شوهرتان نشسته و شما از کنار او عبور می‌کنید، اگر حین عبور لمسش کنید فقط یک لحظه وقت‌تان را می‌گیرد. تماس با یکدیگر هنگام خروج از خانه و لمس دوباره هنگام بازگشت به خانه می‌تواند فقط به معنی بوسه‌ای کوتاه یا لحظه‌ای در آغوش کشیدن یکدیگر باشد اما یک دنیا برای همسرتان معنی دارد.

تماس فیزیکی می تواند رابطه را بسازد یا از هم بگسلد. می‌تواند هم نفرت را منتقل کند و هم محبت را.

اگر زبان اصلی عشق همسرتان، تماس فیزیکی باشد هیچ چیز مهم‌تر از این نیست که وقتی گریه می‌کند در آغوشش بگیرید.

افرادی که زبان اصلی عشق آن‌ها تماس فیزیکی است، به لحاظ عاطفی نیاز دارند همسرشان لمس‌شان کند و به طور فیزیکی نوازش‌شان کند.

گردآوری: سوده مدرس