هیچ چیز مسری تر از خنده کودکان خردسال نیست؛ حتی اگر ندانند که به چه چیزی میخندند.
کریس جمی
فرزندان شاد! این همان چیزی نیست که همه ما به دنبال آن هستیم؟ هر زمان از پدر یا مادری (درست همانند خود شما) این سؤال مهم و در عین حال قابلتأمل پرسیده میشود که چه چیزی را بیشتر از هر چیز دیگری برای فرزندتان میخواهید؟ اکثر آنها در پاسخ به این سؤال بین آرزوی خوشبختی و موفقیت دچار تردید میشوند. اگرچه تربیت فرزندانی موفق هدف بسیار مهمی است؛ اما فراموش نکنید که دستیابی به موفقیت بدون وجود احساس رضایت و شادی درونی کاری بیهوده است. به خاطر داشته باشید که زندگی برای فرزندانتان بدون دستیابی به موفقیت نیز همچنان ادامه دارد؛ اما دیدنشان در حالی که تهی از حس شادیاند، بسیار دلگیر و طاقت فرسا است. این آرزوی قلبی همه ماست که آنها همواره بهترین تجارب ممکن را داشته باشند؛ بنابراین تلاش میکنیم تا از آنها در برابر ناملایمات محافظت کنیم و هر زمان که حادثه تلخی برای آنها رخ میدهد، سخت در آغوششان میکشیم. این همان مسیری است که ما به عنوان والدین در آن قدم برداشتهایم.
اما در این بین موضوعی غیرقابل درک وجود دارد و آن این است که چگونه در حالی که تنها آرزوی ما شادی و خوشبختی فرزندانمان است، بیشتر از آنکه برایشان تصمیمهای درست بگیریم، کارهای اشتباه انجام میدهیم؟ فیلم چارلی و کارخانه شکلات سازی را به خاطر میآورید؟ “وروکا سالت” را به یاد دارید که پدرش چطور هر چیزی که برای خوشحال کردن فرزندش لازم بود تهیه میکرد؟ خب ظاهراً این پایان خوشی برایشان به همراه نداشت. درست است؟
اگرچه تلاش همه جانبه برای شاد کردن فرزندانمان زمانی کلید موفقیت تلقی میشد؛ اما این امر امروزه به عنوان یک عامل منفی به حساب میآید و باعث میشود تا آنها در بزرگسالی تبدیل به افرادی ناراضی و شکننده شوند. مادامی که ما فکر میکنیم اجابت همه درخواستهای فرزندانمان باعث خوشحالیشان میشود، نمیتوانیم ببینیم که این موضوع، ایجاد وابستگی و تشدید حالات منفی آنها را به دنبال دارد و در صورت عدم پذیرش خواستهشان شروع به پرخاشگری و بروز احساسات منفی میکنند.
او که امروز برای داشتن یک اسباب بازی جدید گریه میکند. لابد فردا میخواهد یکبار پس از نیمه شب بیدار بماند یا یکبار هنگام ابتلا به آنفولانزا بستنی بخورد. وقتی کودکان به سرعت به خواستههایشان میرسند، این امر باعث رشد حس وابستگی در آنها میشود (وابستگی به معنای احساس نیاز به داشتن چیزی دیگر برای خوشحال بودن)؛ بنابراین اگرچه ممکن است آنها مدت کوتاهی پس از اجابت درخواستشان خوشحال به نظر برسند، اما این خوشحالی مدت زیادی دوام نخواهد داشت.
سؤال اصلی اینجاست که ما چگونه میتوانیم به والدین بگوییم خلاف این کار را انجام دهند؟ شاید این مسئله در نگاه اول غیرمنطقی به نظر برسد و شما را از ادامه خواندن کتاب منصرف کند؛ اما کمی صبر کنید
هدف اصلی ما به عنوان پدر یا مادر این نیست که فرزندانمان را شاد کنیم؛ بلکه هدف اصلی آموزش چطور شاد بودن است و این همان چیزی است که ما در این کتاب درصدد آموزش آن به شما هستیم.
وقتی از رویکردهای قبلی استفاده میکنیم و تصور میکنیم که این وظیفه ما است تا فرزندانمان را خوشحال کنیم، در واقع آنها را به نحوی پرورش دادهایم تا برای شادی خود، به دیگران متکی باشند. اگرچه در نگاه اول ممکن است این امر بیاهمیت به نظر برسد اما هرچه بیشتر اجازه دهید تا این تفکر رشد کند، پیامدهای منفی آن بیشتر برای شما آشکار میشود.
فراموش نکنید تنها وظیفه شما این نیست که آنها را خوشحال کنید؛ بلکه وظیفه شما به عنوان یک بزرگسال این است که آنها را به گونهای پرورش دهید که برای احساسشان به دیگران متکی نباشند؛ چرا که در غیر این صورت، آنها همواره برای آنکه احساس کامل و سالم بودن کنند به دنبال دیگران خواهند بود. این موضوع درست شبیه این است که به آنها بگویید بدون چتر نجات از هواپیما بیرون بپرند و امیدوار باشند کسی آنها را قبل از سقوط بگیرد! درست است که این مثال کمی اغراقآمیز است؛ اما شما باید به عمق مسئله پی ببرید. این موضوع در دنیای امروز بیش از گذشته حائز اهمیت است و من از شما میخواهم تا نسبت به آن دغدغهمند باشید!
آنها را برای آنکه مربی احساسات خود باشند آماده کنید. بگذارید تا خود مربی خودشان باشند. اگر چیزی وجود دارد که نیاز به آموزش دارد، بگذارید آن مهارتهای اجتماعی باشد. به آنها بیاموزید تا بر مهارت جدیدی تسلط یابند. به آنها بیاموزید که زبان جدیدی یاد بگیرند. همدلی و مهربانی را به آنها بیاموزید. به آنها یاد دهید که نسبت به دیگران با ملاحظه رفتار کنند و از همه مهمتر به آنها بیاموزید تا احساسات و عواطفشان را مدیریت کنند.
تلاش به منظور رشد مهارتهای اجتماعی بزرگترین هدیه ممکن به کودکان است. کمک به آنها در پیمودن مسیر موفقیتشان، همراهی در موضوعی که به آن علاقه دارند، همدلی با آنها و ارتقای اعتماد به نفسشان، همگی از جمله مواردی هستند که به آنها کمک میکنند تا در زندگی مسیرشان را پیدا کنند.
بر اساس مطالعه انجام شده، توسط محققان دانشگاه دوک در ایالت پنسیلوانیا، رفتارهای اجتماعی کودکان، موفقیت آنها در آینده را ترسیم میکند (جونز، گرینبرگ و کرولی، ۲۰۱۵). در این مطالعه پژوهشگران حدود ۷۰۰ کودک را به مدت بیست سال (از کودکی تا بزرگسالی) بررسی کرده و به این نتیجه رسیدهاند کودکانی که در سنین پایین مهارتهای اجتماعی بیشتری کسب میکنند، در آینده از زندگی مناسبتر و رفاه بیشتری برخوردار خواهند شد. در عین حال کودکانی که فاقد مهارتهای اساسی اجتماعی مانند کنترل خشم، مدیریت احساسات و عواطف، استقلال، نظم و مهارتهای ارتباطی مناسب هستند، وابستگی و گرایش بیشتری به مصرف الکل و مواد مخدر از خود نشان میدهند. محققان همچنین پیشبینی میکنند که آنها از شانس بیشتری برای شرکت در فعالیتهای مجرمانه و ورود به زندان برخوردارند.
از کتاب "راهنمای تربیت فرزندانی شاد"