ده ویژگی کودکان بسیار حساس (1)
کودکان بسیار حساس میتوانند احساسات و تجربیات خود را عمیقتر تجربه کنند. آنها عمدا “واکنش بیش از حد” نشان نمیدهند.
بچههای بسیار حساس میتوانند بسیار انعطافناپذیر باشند. آنها قوانین سفت و سختی را برای سازماندهی دنیایشان ارائه میکنند که میتواند بسیار طاقتفرسا باشد.
بچههای بسیار حساس، شگفتانگیز و همچنین خستهکننده هستند. واکنشهای بزرگ آنها میتواند بسیار تحریککننده و درک و مدیریت آن برای والدین سخت باشد.
تقریباً همه خانوادههایی که برای کمک به من مراجعه میکنند دارای فرزندان بسیار حساس (HSC) هستند. این کودکان نسبت به سایر کودکان عمیقتر تجربیات خود را در جهان پردازش کرده و نسبت به آنها واکنش نشان میدهند و اغلب دچار سوءتفاهم میشوند. آنها بچههای شگفتانگیزی هستند که تمایل دارند تندخو و سرسخت، پیگیر و پرشور باشند. آنها فوقالعاده با بصیرت و همدلی هستند. اما به دلیل شدت این حسها، آنها همچنین مستعد چالشهای بیشتری در انطباق با انتظارات و محدودیتهای زندگی هستند. برخی از رایجترین آنها که والدین در تمرین من برای درک آنها تلاش می کنند، در زیر به تفصیل آورده شده است.
هنگامی که آنها علت اصلی این رفتارهای اغلب گیجکننده و محرک را درک میکنند، میتوانند عشق و حمایتی را ارائه کنند که باعث تقویت نقاط قوت باورنکردنی کودک بسیار حساسشان میشود و در عین حال به کودکان کمک میکند تا با چالشهای روزمره کنار بیایند.
ده عادت کودکان بسیار حساس
1. افراط عاطفی را تجربه میکنند.
کودکان بسیار حساس طوری طراحی شدهاند که احساسات و تجربیات خود را در جهان، عمیقتر از سایر کودکان ثبت کنند. والدین، اغلب فرزندان بسیار حساس خود را بهعنوان سرخوش یا خشمگین توصیف میکنند («فریادهای سلاخخانهای» توسط چندین والدین برای توصیف خشم فرزندانشان استفاده شده است) – بدون ثبت رفتار متوسط. آنها در افراط زندگی میکنند و فریادهای غیرمنطقی مانند “من هرگز نمیتوانم روی پای مامان بنشینم” بیان میکنند، در حالی که در واقعیت از هر ده بار این کودک نه بار آن فضای مورد علاقه را اشغال میکند، در حالی که خواهر یا برادر راحتگیر او، حاشیهها را میپذیرد.
2. نسبت به ورودی حسی، واکنشهای بزرگتری دارند.
کودکانی که از نظر عاطفی بسیار حساس هستند، احتمالاً به ورودیهای حسی نیز حساستر هستند. آنها مناظر، صداها، طعمها، بوها و/یا بافتها را با شدت بیشتری تجربه میکنند. آنها ممکن است از توالتهای عمومی بترسند زیرا صدای سیفون بیش از حد شدید و بلند است. آنها ممکن است غذاهایی که طعم و بوی قوی دارند را رد کنند. اگر شلوار ورزشی راحت و دلخواهشان در دسترس نباشد، ممکن است تناسب زیادی داشته باشند. آنها اغلب با ظاهر چیزها بسیار هماهنگ هستند و وقتی آنطور که انتظار میرود ظاهر نمیشوند، ناراحت میشوند. به عنوان مثال، دختر کوچکی که اکنون با او کار میکنم، اصرار دارد که مادرش فقط موهایش را پایین ببندد و وقتی آن را در گیره مو میگذارد بسیار ناراحت میشود. آنها احساس میکنند با احساساتی که نمیتوانند به طور موثر مدیریت کنند، بمباران شدهاند که میتواند واکنشهای عاطفی آنها را تقویت کند.
3. بیشتر در معرض درگیر شدن با مشکل هستند.
به دلیل حساسیت، این کودکان تحریک میشوند تا استرس را سریعتر تجربه کنند. آنها تحت تأثیر احساسات بزرگ و واکنشهای بزرگ خود نسبت به ورودیهای حسی قرار میگیرند که به طور طبیعی منجر به فروپاشیهای مکرر و شدیدتر میشود.
4. آنها به شدت با همه و همه چیز هماهنگ هستند.
کودکان بسیار حساس مثل “پردازنده” هستند. مغز آنها هرگز خاموش نمیشود. آنها به شدت روی همه چیز تمرکز کرده و تجزیه و تحلیل میکنند. همانطور که یکی از والدین توضیح میدهد: “ساشا در لحظه متوجه میشود که لحن بین من و میشل (شوهرم) تغییر میکند و سعی میکند مداخله کند. او بین ما قرار میگیرد و دستور میدهد: این را همین الان بس کن! دیگر حرفی نیست! بابا تو باید مامان رو ببوسی.”
مثل اینکه فیلتر داخلی ندارند. این باعث میشود که آنها بسیار بصیرت و همدل باشند. اما همچنین به این معنی است که آنها راحتتر غرق در موضوع میشوند، زیرا بیش از توانایی خود، جذب میکنند.
5. نیاز شدیدتری به کنترل دارند و میتوانند سفت و سخت و انعطاف ناپذیر باشند.
بچههای بسیار حساس برای تلاش برای به دست آوردن کنترل دنیایی که میتواند طاقتفرسا باشد، ایدهها و انتظارات ثابتی در مورد اینکه چگونه باید باشد تا زندگی روزمره قابل کنترلتر شود، ارائه میدهند. تعیین اینکه مردم کجا بنشینند، موهایشان را چگونه درست کنن، غلاتشان با چه رنگ کاسهای آورده شود، چه لباسی بپوشند و چه لباسی را نخواهند پوشید، یا اینکه مرغ چقدر میتواند به هویج در بشقاب شام نزدیک باشد – خواستههای به ظاهر غیرمنطقی – تمام مکانیسمهای مقابلهای که کودکان بسیار حساس برای کنترل محیطی که در غیر این صورت احساس میشود خارج از کنترل است، استفاده میکنند. هر چه بچهها در درون خود بیشتر از کنترل خارج شوند، از بیرون کنترل بیشتری میکنند.
نوشته دکتر برنارد گلدن، ترجمه سوده مدرس