پرش به محتوا


info@soudehmodaress.com


09212819791

تنظیم محدودیت ها فیزیکی

وقتی تنظیم محدودیت ها فیزیکی می‌شود وقتی فرزندتان نمی‌تواند محدودیت یا تحول مهمی را مدیریت کند، چه باید کرد. گاهی اوقات تنها راه برای اطمینان از اعمال محدودیت یا انجام یک تحول، برخورد فیزیکی با فرزندتان است. این ممکن است شبیه “دستکاری” و بسیار ناراحت کننده باشد، اما وقتی با آرامش و بدون عصبانیت انجام شود، اغلب محبت آمیزترین پاسخ است.
زمان رسیدگی به یک موضوع خیلی آزاردهنده: وقتی فرزندتان با یک محدودیت یا انتقال مهم همکاری نمی‌کند – یک «اجبار» – چه کاری باید انجام دهید و تنها راه برای اطمینان از اجرای محدودیت یا انجام این انتقال، برخورد فیزیکی با او است. به عنوان مثال، هنگامی که فرزند شما: از بیرون آمدن از استخر امتناع می‌کند. به نشانه اعتراض وسط پارکینگ می‌نشیند، زیرا شما نمی‌توانید او را تک شاخ در Target دریافت کنید. ناامن و مخرب است و داوطلبانه به گوشه آرامش نمی‌رود یا، مدام هنگام خواب از اتاقش بیرون می آید.

سوده مدرس- تنظیم محدودیت ها فیزیکی

بسیاری از والدینی که اخیراً با آنها صحبت کرده‌ام، از «بدرفتاری کردن» با فرزندشان ناراحت هستند. این احساس قوی و خشن است، قابل درک است.

 از آنجایی که کار من این است که به والدین کمک کنم تا این سوزن به ظاهر دست نیافتنی حفظ آرامش و ارتباط را به نخ بکشند، در عین حال محدودیت‌ها و مرزهای واضحی را برای ایمن نگه‌داشتن فرزندانشان و کمک به آنها در یادگیری سازگاری با محدودیت‌ها و انتظارات زندگی، حفظ می‌کنم، مجبور شده‌ام با چگونگی انجام این کار دست و پنجه نرم کنم. بهتر است این لحظات بسیار پرتنش را مدیریت کنید. اینجا جایی است که من فرود آمده ام.

اولین و اساسی ترین سوالی که از خودم می پرسم این است: در این موقعیت خاص، والدین چه چیزی را کنترل می کنند و چه چیزی را کنترل نمی کنند؟

آنچه شما به طور قطع کنترل نمی کنید فرزند شماست. شما نمی توانید او را مجبور کنید: موافقت کند که از استخر خارج شود، از پارکینگ بلند شود و روی صندلی ماشین بنشیند، یا داوطلبانه به فضای آرام برود و در آن بماند. تمرکز بر تلاش برای تغییر رفتار کودک در این لحظات به ندرت جواب می‌دهد و اغلب نتیجه معکوس می‌دهد و اعتراض و بی نظمی کودک را افزایش می‌دهد. همچنین نتیجه را به دست کودک می‌سپارد.

اگر تاکتیک‌های تشویق فرزندتان به همکاری – تهدید، رشوه/ پاداش، تطمیع، استفاده از منطق – کارساز نباشد و فرزندتان ادامه داشته باشد، چه؟ این دستور العملی برای خشم، ناامیدی و تشدید زیاد است که هم برای والدین و هم برای کودک مضر است. (کودک سه ساله از ماندن در اتاق در هنگام خاموش شدن چراغ امتناع می‌ورزد. در نهایت، والدین تهدید می‌کنند که اگر در رختخواب نماند، عروسک/عشق او را خواهند برد. کودک مورد نظر نه تنها عشقش را پس می‌گیرد، بلکه تمام عروسک‌های اتاقش را جمع می‌کند و به پدرش می‌دهد.)

Translation is too long to be saved

به‌جای تمرکز بر آنچه کنترل نمی‌کنید، روی آنچه کنترل می‌کنید تمرکز کنید – خودتان و موقعیت – و کارهایی که می‌توانید انجام دهید تا محدودیت‌ها را اعمال کنید یا به فرزندتان کمک کنید که یک تحول دشوار را انجام دهد. گاهی اوقات این به معنای مداخله فیزیکی – برداشتن کودک شکست خورده خود یا یک نودل سنگین و خیس – است تا او را با خیال راحت در صندلی ماشین نگه دارید یا اطمینان حاصل کنید که در فضایی است که می‌تواند آرام شود و آسیب زننده یا مخرب نباشد.

تفاوت بزرگ در نحوه انجام این کار است.

یک سناریوی معمولی چیزی شبیه به این است. والد با عصبانیت فریاد می‌زند و تهدید می‌کند: “همینه، اگر همین الان از استخر بیرون نیای، موقع خواب کتابی وجود نداره و ما به استخر برنمی‌گردیم!” و بچه اش را به سختی از استخر بیرون می‌کشد. این رویکرد شرم آور است و احتمالاً جدل را تشدید می‌کند.

این روش جایگزین است:

شما با آرامش می‌گویید: “می بینم که برای بیرون آمدن از استخر (با وجود همه هشدارهایی که داده‌اید) بر اساس مسیری که گفته شده مشکل داری. می‌دونم که نمی‌خوای بیرون بیای، چون خیلی سرگرم‌کننده است و به نظر نمی‌رسه که زمان کافی باشه. اما باید برای شام به خونه برگردیم. من تا جایی که ممکنه به آرامی بهت کمک میکنم” و سپس این کار را تا جایی که می‌توانید آرام انجام دهید. شما نسبت به اعتراضات، لرزیدن و غیره واکنشی نشان نمی‌دهید، به خود یادآوری می‌کنید که یک بچه عالی دارید که به سختی به یک فعالیت سرگرم کننده پایان می‌دهد. او برای ادامه کار به کمک شما نیاز دارد، نه عصبانیت یا تهدید. این، دوست داشتن است.

سوده مدرس- تنظیم محدودیت فیزیکی

در نهایت، از خودم می پرسم، جایگزین چیست؟ سپردن نتیجه به دست کودک؟ والدین برای ایمن نگه داشتن فرزندشان یا کنار زدن او از یک مانع دشوار احساس درماندگی می کنند؟ والدین عصبانی، رنجیده، احساسات بسیار منفی نسبت به فرزندان خود دارند؟ این نتایج بسیار مضرتر به نظر می رسند.

اگر تصمیم به اتخاذ این رویکرد دارید، پیشاپیش – در یک لحظه آرام و نه پرحرارت – در مورد اینکه برنامه برای موقعیت‌های سختی مانند این چه خواهد بود، با فرزندتان صحبت کنید. “هارپر، تو بازی در استخر رو خیلی دوست داری که این عالیه! پس وقتی زمان ترک استخر میرسه، واقعا سخت و ناامید کننده است. من کاملا درک می‌کنم و انتظار ندارم از این بابت خوشحال باشی. چرا میخوای انجام یک فعالیت سرگرم کننده رو متوقف کنی؟ برای کمک به تو،  من یک هشدار بهت میدم تا بتونی در مورد چیزی میخوای در پنج دقیقه آخر خود انجام بدی فکر کنی. در ضمن ما می‌تونیم راه‌هایی رو برای آسان‌تر کردن بیرون اومدن تو در نظر بگیریم. (این کار را می‌توانید با بچه‌های2، 3 سال و بالاتر انجام دهید.) و تو همیشه دو انتخاب خیلی خوب داری: اگر می‌خوای کنترل بدنت دست خودت باشه، می‌تونی به تنهایی، خودت بیرون بیای. اما اگر این خیلی سخته، من کمک میکنم و تو رو تا جایی که می‌تونم آروم و آروم از استخر بیرون میارم. این ممکنه برای هر دوی ما ناراحت کننده باشه، اما بیرون رفتن وقتی که زمان تموم شده یک امر ضروریه. (اظهار این نکته مهم است، زیرا اغلب بچه ها زمانی که محکم رفتار می‌کنید اما آزاری نمیرسانید، شروع به فریاد زدن می‌کنند: “داری به من صدمه می‌زنی!”، که هم بسیار تحریک کننده است و هم زمانی که در جمع هستید رنج‌آور است.)

خبر خوب این است که شما باید تصمیم بگیرید که چه اتفاقی بیفتد – چه تو اونو انجام بدی چه من.» سپس، در آن لحظه پرتنش، نیازی به استفاده از کلام زیادی ندارید که معمولاً فقط ناراحتی کودک را افزایش می‌دهد. وقتی او دستور شما را نادیده می‌گیرد یا مستقیماً از دستور شما سرپیچی می‌کند، فقط می‌توانید بگویید: “مشکلی نیست، من کمکت میکنم” و او دقیقاً معنی آن را می‌داند.

سوده مدرس- تنظیم محدودیت ها فیزیکی

شما می توانید این بحث را در مورد هر برنامه ای که برای چالش هایی که بارها و بارها با فرزندتان روبرو می شوید انجام دهید: ترک پیش دبستانی، ماندن در اتاق خواب پس از خاموش شدن چراغ ها، مواقعی که بدن او قبل از مغزش عمل می کند و او احساس ناامنی میکند. شما تمام همدلی در جهان را در مورد احساسات بزرگ او در آن لحظات نشان می دهید، و در اینجا این است که چگونه به او کمک می کنید تا با خیال راحت از آن عبور کند.

کلیر لرنر
ترجمه: سوده مدرس

Psychology today