بچه خوب، بچه بد. چراییها
چرا والدین از عبارات “بچه خوب” یا “بچه بد” برای مخاطب قرار دادن کودکشان استفاده میکنند؟
والدین معمولاً از این عبارات به دلایل مختلفی استفاده میکنند، در ادامه، دلایل اصلی این موضوع را بررسی میکنیم:
تأثیر الگوهای تربیتی گذشته
بسیاری از والدین، خودشان در کودکی با همین برچسبها بزرگ شدهاند. در نسلهای قبل، توجه زیادی به روانشناسی کودک وجود نداشت و روشهای تربیتی بیشتر بر پایه کنترل رفتار کودک از طریق پاداش و تنبیه بود. آنها بدون اینکه بدانند این کلمات چه اثری دارند، همان الگوها را در فرزندپروری خود به کار میبرند. به علت عدم وجود آموزشهای اجباری فرزندپروری، تمام آنچه والدین میدانند، برگرفته از تجارب اطرافیان، خاطرات و تجربههای خودشان، مطالعات جسته و گریخته و برخی صفحات اینستاگرامی است.
کنترل سریع رفتار کودک
والدین در لحظات چالشبرانگیز، مثل وقتی که کودک گریه میکند، دعوا میکند یا به حرف گوش نمیدهد، به دنبال سریعترین راه برای اصلاح رفتار او هستند. استفاده از جملاتی مانند “تو بچه بدی” یا “تو بچه خوبی هستی اگر این کارو کنی”، به نظرشان راهی ساده و مؤثر برای هدایت رفتار کودک است، هرچند در واقع اثرات منفی بلندمدت دارد و باعث آسیب به رابطه و بروز مشکلات عمیقتر در آینده میشود.
ناآگاهی از تأثیرات منفی برچسبزنی
بسیاری از والدین نمیدانند که برچسبهای “خوب” و “بد”، بر عزتنفس و هویت کودک اثر میگذارند. آنها تصور میکنند که با گفتن “تو بچه خوبی هستی!”، کودک را تشویق میکنند، درحالیکه در واقع ممکن است او را شرطی کنند که فقط در صورت تأیید دیگران احساس ارزشمندی کند و این موضوع میتواند کودک را در بزرگسالی دچار مشکلات ارتباطی زیادی کند. علاوه بر این، کودک عزتنفس خود را نه به درون خود، که به محیط و افراد اطرافش گره میزند و بسیار شکننده و آسیبپذیر خواهد شد.
نیاز والدین به داشتن فرزند “مورد قبول جامعه”
برخی والدین، نگران قضاوت دیگران هستند. وقتی فرزندشان در حضور دیگران رفتار نامناسبی دارد، از برچسب “بچه بد” استفاده میکنند تا نشان دهند که خودشان رفتار را نمیپذیرند. این کار، در واقع بیشتر برای حفظ اعتبار والدین در مقابل دیگران است تا اصلاح واقعی رفتار کودک. تصویری که از یک والد “کامل” در جامعه تعریف شده است، با واقعیتی که میتواند وجود داشته باشد کاملا متفاوت است.
ایجاد انگیزه از طریق تشویق یا تهدید
والدین گاهی برچسب “بچه خوب” را برای تشویق کودک و “بچه بد” را برای ترساندن او از عواقب منفی به کار میبرند. اما این روش، بهجای ایجاد انگیزه درونی برای انجام کارهای درست، کودک را وابسته به تأیید یا رد بیرونی میکند و اگر جایی فردی برای قوانین یا اهدای جایزه وجود نداشته باشد، کار درست را انجام نخواهند داد.
کمبود مهارتهای ارتباطی و تربیتی
گاهی والدین ابزارهای بهتری برای اصلاح رفتار کودک در اختیار ندارند. اگر والدین با روشهایی مانند توصیف رفتار، راهنمایی مثبت و بیان انتظارات واضح آشنا باشند، دیگر نیازی به استفاده از این برچسبها نخواهند داشت. این روشها، موقت نبوده، و تاثیرات منفی بسیار کمتری نسبت به برچسبزدن دارند.
نتیجهگیری
استفاده از عباراتی مانند “بچه خوب” یا “بچه بد”، بیشتر ناشی از تربیت سنتی، فشارهای اجتماعی، ناآگاهی و نیاز والدین به کنترل فوری رفتار کودک است. اما آگاهی از تأثیرات منفی این عبارات و یادگیری روشهای جایگزین میتواند به والدین کمک کند تا ارتباطی سالمتر و مؤثرتر با فرزندشان داشته باشند و به جای استفاده از روشهای موقت آسیبزا، از روشهای ساده، قابل اجرا و موثر بهره بگیرند.
سوده مدرس