اعتراض والدین به "بینظمی" فرزندان
به قطار هوایی پدر و مادر شدن، جایی که احساسات وحشیانه در جریانند، عصبانیتها حاکم است و عشق عمیق در جریان است، خوش آمدید.
با رسیدن کودکان به دوران نوپایی و بعد از آن، والدین برای مدیریت احساسات بزرگ و فروپاشی کودک خود سازگار میشوند. اصطلاحات والدین نیز سازگار شده است، و والدین بیشتری فرزند خود را به عنوان “بی نظم” توصیف میکنند.
اما این در واقع چه معنایی دارد؟
بیشتر از یک احساس
بی نظمی هیجانی به چالشهایی اطلاق میشود که کودک در شناخت و ابراز احساسات و مدیریت واکنشهای عاطفی در محیطهای اجتماعی با آن مواجه است.
این ممکن است شامل سرکوب احساسات یا نشان دادن واکنشهای هیجانی اغراقآمیز و شدیدی باشد که مانع از انجام کاری که میخواهد یا باید انجام دهد، میشود.
“بی نظمی” چیزی بیش از تجربه کردن یک احساس است. یک احساس، سیگنال یا نشانهای است که میتواند بینشهای مهمی در مورد خودمان و ترجیحات، خواستهها و اهدافمان به ما بدهد.
مغزی که از نظر عاطفی بینظم است، غرق شده و بیش از حد تحت فشار قرار میگیرد (اغلب با احساسات ناراحتکننده مانند دلسردی، ناامیدی و ترس) و آماده مبارزه، فرار یا یخ زدن است. (Fight, Flight, Freeze)
ایجاد نظم عاطفی
تنظیم هیجان مهارتی است که در دوران کودکی رشد میکند و تحت تأثیر عواملی مانند خلق و خوی کودک و محیط عاطفی که در آن بزرگ شده است، میباشد.
در مرحله رشد عاطفی که تنظیم هیجان یک هدف اولیه است (حدود 3 تا 5 سالگی)، کودکان شروع به کاوش در محیط اطراف خود میکنند و خواستههای خود را فعالانه تر ابراز میکنند.
زمانی که ابتکاراتشان خنثی میشود یا مورد انتقاد قرار میگیرد، که منجر به عصبانیتها یا طغیانهای گاه به گاه میشود، عادی است که آنها دچار بی نظمی عاطفی شوند.
یک کودک معمولاً در حال رشد، با پیچیدهتر شدن تواناییهای شناختیشان، معمولاً در حدود سنی که مدرسه را شروع میکند، شاهد کاهش این نوع طغیانها خواهد بود.
بیان کنید، سرکوب نکنید
ابراز احساسات در دوران کودکی برای رشد اجتماعی و عاطفی بسیار مهم است. این موضوع شامل توانایی انتقال احساسات به صورت کلامی و از طریق حالات چهره و زبان بدن است.
هنگامی که کودکان با بیان عاطفی دست و پنجه نرم میکنند، میتواند به طرق مختلف ظاهر شود، مانند مشکل در درک شدن، حالات صاف صورت حتی در موقعیتهای پر احساس، چالش در ایجاد روابط نزدیک و عدم تصمیم گیری.
عوامل متعددی از جمله اضطراب، اختلال کم توجهی-بیش فعالی (ADHD)، اوتیسم، استعداد، خشکی و هر دو مدل تجربههای ترومایی (خفیف و شدید) میتوانند به این مسائل کمک کنند.
اشتباهات رایجی که والدین ممکن است مرتکب شوند، نادیده گرفتن احساسات یا دور کردن حواس کودکان از احساساتشان است.
این استراتژیها کار نمیکنند و احساس گیجی و استیصال را افزایش میدهند. در درازمدت، آنها نمیتوانند کودکان را با مهارتهایی برای شناسایی، ابراز و انتقال احساسات خود تجهیز کنند و آنها را در برابر مشکلات عاطفی آینده آسیبپذیر میکنند.
ما باید به کودکان کمک کنیم تا با دلسوزانه به سمت مشکلات خود حرکت کنند، نه اینکه از آنها دور شوند. والدین نیز باید این کار را برای خودشان انجام دهند.
مراقبت و مدل سازی مهارت
والدین مسئول ایجاد جو عاطفی هستند که رشد مهارتهای تنظیم هیجان را تسهیل میکند.
مدل سازی خود والدین از تنظیم هیجان، زمانی که احساس ناراحتی میکنند. روشی که آنها به ابراز احساسات در فرزندان خود پاسخ میدهند، به چگونگی درک و تنظیم احساسات کودکان کمک میکند.
کودکان به سختی میتوانند با احساسات، خلق و خوی مراقبان خود هماهنگ شوند، زیرا این امر برای بقای آنها ضروری است. در واقع، بزرگترین تهدید آنها برای یک کودک، خوب نبودن مراقب آنها است.
محیط های خانه ناامن، غیرقابل پیش بینی یا آشفته به ندرت کودکان را در معرض بیان و تنظیم احساسات سالم قرار می دهد. کودکانی که تحت بدرفتاری قرار میگیرند، کنترل احساسات خود را دشوارتر میکنند و برای کارهایی که شامل مدیریت احساسات میشوند، به نیروی مغزی بیشتری نیاز دارند. این مبارزه می تواند بعداً منجر به مشکلات بیشتری در مورد احساسات شود، مانند احساس اضطراب و هوشیاری بیش از حد در برابر تهدیدات احتمالی.
شناخت و پرداختن به این چالشها در مراحل اولیه برای حمایت از رفاه و رشد عاطفی کودکان ضروری است.
مغز و بدن بینظم
وقتی بچهها وارد حالت «جنگ یا گریز» میشوند، اغلب برای کنار آمدن یا گوش دادن به استدلال تلاش میکنند. هنگامی که کودکان استرس حاد را تجربه می کنند، ممکن است به طور غریزی بدون مکث برای در نظر گرفتن استراتژی ها یا منطق پاسخ دهند.
اگر کودک شما در حالت دعوا قرار دارد، ممکن است رفتارهایی مانند گریه کردن، مشت کردن دست یا فشاز دادن فکها به هم، لگد زدن، مشت زدن، گاز گرفتن، فحش دادن، تف کردن یا جیغ زدن را مشاهده کنید.
در حالت پرواز، آنها ممکن است بیقرار به نظر برسند، چشمان تیراندازی داشته باشند، بیقراری بیش از حد از خود نشان دهند، به سرعت نفس بکشند یا سعی کنند فرار کنند.
پاسخ خاموش کردن ممکن است شبیه غش کردن یا حمله پانیک باشد. هنگامی که کودک احساس خطر میکند، لوب پیشانی مغز او که مسئول تفکر منطقی و حل مسئله است، اساساً خاموش میشود.
این زمانی اتفاق میافتد که آمیگدال، سیستم هشدار مغز، زنگ خطر کاذب را ارسال میکند و غریزه بقا را تحریک میکند. در این حالت، کودک ممکن است نتواند به عملکردهای بالاتری مانند استدلال یا تصمیمگیری دسترسی داشته باشد. در حالی که غریزه ما ممکن است رفع فوری مشکل باشد، حضور در کنار فرزندمان در این لحظات موثرتر است.
این در مورد، ارائه پشتیبانی و درک مهم است، تا زمانی که آنها احساس کنند به اندازه کافی امن هستند تا دوباره عملکردهای بالاتر مغز خود را درگیر کنند. فکر خود را مجدداً تنظیم کنید تا فرزندتان را به عنوان داشتن در نظر بگیرید، نه خود مشکل.
نکاتی برای والدین
به نوبت در زمان صرف غذا درباره اوج و فرودهای روز صحبت کنید. این فرصتی است برای شما که کنجکاو باشید، احساسات را بپذیرید و برچسب بزنید، و نشان دهید که شما نیز طیف وسیعی از احساسات را تجربه میکنید که نیاز به تمرین مهارتهای مقابله با آن دارد و شواهد متعددی در زمینههای فیزیکی، اجتماعی-عاطفی، تحصیلی و مزایای رفتاری نشان داده است.
صرف مقادیر اندک زمان با کیفیت (پنج دقیقه در روز!) به صورت یک به یک با فرزندتان، سرمایه گذاری در رفاه عاطفی فرزندتان است. به آنها اجازه دهید فعالیت را انتخاب کنند، تمام تلاش خود را برای پیروی از آنها انجام دهید، و سعی کنید به کارهایی که به خوبی انجام میدهند توجه کنید و در مورد آنها اظهار نظر کنید، مانند ایدههای خلاقانه، پشتکار در هنگام دشواری، و ملایم بودن یا مهربان بودن.
نکتهای را از والدین کودکان مبتلا به تنوع عصبی بگیرید: درباره فرزند منحصر به فرد خود بیاموزید. نزدیک شدن به احساسات، خلق و خو و رفتارهای کودک با کنجکاوی میتواند به شما کمک کند تا مهارتهای تنظیم هیجان را توسعه دهید.
زمانی برای کمک گرفتن
اگر اختلال در تنظیم عواطف یک مسئله دائمی است که مانع احساس شادی، آرامش یا اعتماد به نفس کودک شما میشود – یا در یادگیری یا روابط مهم با اعضای خانواده یا همسالان شما اختلال ایجاد میکند – با یک مشاور کودک صحبت کنید.
بسیاری از خانوادهها برنامههای فرزندپروری را برای ایجاد فضایی که در آن احساسات میتوانند با خیال راحت بیان و به اشتراک گذاشته شوند، مفید دیدهاند. به یاد داشته باشید، شما نمیتوانید از یک فنجان خالی بریزید. فرزندپروری مستلزم این است که شما بهترین خود باشید و ابتدا به نیازهای خود توجه کنید تا شاهد شکوفایی فرزندتان باشید.
نوشته چر مک گیلیوری، شاونا ماسترو کمبل. ترجمه سوده مدرس