دلایل مختلف ترس در کودکان
وقتی کودک وارد محیط جدیدی میشود و حس خوبی ندارد، ابراز ترس میکند. مثلا وقتی وارد یک مهمانی بزرگ میشود و تعداد زیادی بزرگسال برای کشیدن لپ با در آغوش گرفتنش، به سمتش میروند، کودک پشت والدین قایم شده، یا شروع به گریه میکند.
برخی از کودکان به علل متفاوت از پزشک و هر شخصی که فکر کنند پزشک است میترسند (گاهی هر شخصی که روپوش سفید پوشیده هم باعث ترس آنها میشود). برایش توضیح دهید که پزشک برای سلامتی او برایش دارو داده یا آمپول یا واکسنی تزریق کرده و این برای این است که او درد بیشتری نکشد و ناراحت نباشد، و برای حال خوب و توان بازی داشتن در روزهای بعدی مهم و ضروری بوده است.
یادتان باشند با زور و تهدید، نه تنها شرایط بهتر نخواهد شد، بلکه ترس کودک شما افزایش پیدا کرده و گاهی حتی غیر قابل کنترل میشود.
تلقین والدین و اطرافیان:
وقتی کودک هیچ اطلاعاتی از مساله ندارد و والدین مدام میگویند: “نترسیا، چیزی نیست!” و کودک به علت اطمینانی که به والدین دارد مطمئن میشود که حتما چیزی برای ترسیدن وجود دارد، پس شروع میکند به ترسیدن. و وقتی با عکسالعمل اطرافیان مبنی بر این موضوع که ترس ندارد روبرو میشود دچار دوگانگی شده و بیشتر میترسد.
وقتی کودک با مساله جدیدی مواجه میشود از این جملات استفاده نکنید، فقط برایش توضیح دهید که اینجا کجاست و قرار است چه اتفاقی بیفتد.
مثال: کودک زیر یک سال در مطب پزشک با تعجب به دکتر خیره شده. مادر مکررا میگوید: “نترسیا، چیزی نیست، درد نداره، دکتر کاری نداره” و کودک به گریه میافتد و با اصرار مادر گریهاش تشدید میشود.
به جای این بهتر است مادر با صدای آرام برای کودک این گونه توضیح دهد: “اومدیم دکتر، دهنتو ببینه، دلتو ببینه، ببینه چقدر بزرگ شدی و بریم خونه” کودک در این جا متوجه میشود که قرار نیست تهدیدی برایش از سمت دکتر وجود داشته باشد و قرار نیست از چیزی که خودش نمی داند چیست، بترسد!
ترساندن از طرف والدین:
وقتی والدین یا مراقبین کودک راهی برای آرام کردنش پیدا نمیکنند، سعی میکنند او را بترسانند. مثلا میگویند: “گریه کنی میگم آقای پاکبان ببرتت” یا “اگه گوش ندی، این دفعه که رفتیم پیش دکتر، میگم دکتر بهت آمپول بزنه” یا “میگم آقای پلیس دستگیرت کنه” یا “میزنمتا” و …
اثر منفی این نوع ترس، بسیار بالاتر از چیزی ست که تصور میکنید. کودک به والدین و مراقبین خود اعتماد دارد و ترس ناشی از تهدید از سمت آنها بسیار سنگینتر از وقتی است که از سمت اشخاص دیگر یا یک مورد طبیعی باشد.
عدم شناخت:
وقتی کودک وارد محیط جدیدی میشود و حس خوبی ندارد، ابراز ترس میکند. مثلا وقتی وارد یک مهمانی بزرگ میشود و تعداد زیادی بزرگسال برای کشیدن لپ با در آغوش گرفتنش، به سمتش میروند، کودک پشت والدین قایم شده، یا شروع به گریه میکند. بهتر است قبل از ورود به جای جدید، مقداری برای کودک توضیح دهیم که قرار است با چه جایی و چه افرادی مواجه شود و اگر فرد یا محل آشنا در آنجا برای کودک وجود دارد، حتما به کودک اطلاع داده شود. اگر این امکان وجود دارد، در بدو ورود از افراد بخواهیم کودک را به حال خود رها کنند تا کودک به صورت خودخواسته به آنها نزدیک شود و احساس ترس نداشته باشد.
جلب توجه:
گاهی کودک برای اینکه توجهی که شما به کارهای مثبتش نکردهاید را از شما دریافت کند، جوری رفتار میکند انگار از چیزی ترسیده است. در این مواقع والدین به کودک توجه نشان داده، بعضا او را در آغوش گرفته و نوارش میکنند.
ترس از تاریکی:
در تاریکی، اشیا آنجوری که واقعا هستند دیده نمیشوند و همین عدم آشنایی میتواند باعث شود کودک احساس ترس را تجربه کند. در این موارد ، یا لامپ کوچکی در اتاق کودک قرار دهید، یا با بازی چراغ روشن/چراغ خاموش، همه اشیا اتاقش را در روشنی و تاریکی به او نشان دهید تا مطمئن شود چیزی که میبیند فقط سایه وسایل است، نه هیولا. اما نباید درباره هیولا صحبت کنید، فقط در بازی “حدس میزنید این شیء چیست” شرکت کنید، و بعد چراغ را روشن کنید تا ببینید حدس چه کسی درست بوده.
ترس از تنها ماندن یا طرد شدن:
کودک ممکن است به هر دلیلی (داستان، تجریه دیگران، کارتون و فیلم و …) با این موضوع مواجه شده باشد که برخی از والدین بچهشان را رها کردهاند، و یا وقتی پدر و مادر در عصبانیت به او میگویند که دیگر او را نمیخواهند، این ترس بیشتر دیده میشود.
در این موارد، بازی قایم باشک، پنهان کردن و پیدا کردن شیء برای اینکه کودک بداند هرچیزی را که نمیبیند لزوما از بین نرفته، بسیار کمککننده است. برای مادران شاغل کودک باید بداند که مادر دقیقاً کی به خانه برمیگردد. میتوانید جای عقربه را در زمان برگشت مادر علامت بزنید و به او بگویید هر وقت ساعت این شکلی بود من برمیگردم یا اگر از ساعت برگشت مادر با یک برنامه خاص همزمان میشود از این همزمانی کمک بگیرید. اگر قرار است دیرتر به خانه بیایید یا دیرتر در مهدکودک حضور داشته باشید، حتما از قبل به کودک اطلاع دهید تا نترسد و فکر نکند شما او را رها کردهاید یا فراموش شده است.
الگوگیری:
برخی مواقع ترس کودک به خاطر الگو گرفتن از والدین و مراقبین است. مثلاً وقتی یکی از آنها از سگ یا گربه میترسد، کودک نیز این ترس را بروز میدهد، بدون آنکه بداند چرا. سعی کنید و ترسهایتان را به کودک القا نکنید و اگر نمیتوانید آن را در لحظه مواجهه پنهان کنید (مثلاً وقتی گربه میبینید ، فرار میکنید)، برای کودک توضیح دهید که میترسید، اما دلیل ندارد او هم بترسد، بلکه ممکن است حتی به آن حیوان علاقمند نیز بشود و به شما هم کمک کند به آن حیوان نزدیک شوید.
ترس از دکتر، آمپول ، بیمارستان ، روپوش سفید:
برخی از کودکان به علل متفاوت از پزشک و هر شخصی که فکر کنند پزشک است میترسند (گاهی هر شخصی که روپوش سفید پوشیده هم باعث ترس آنها میشود). برایش توضیح دهید که پزشک برای سلامتی او برایش دارو داده یا آمپول یا واکسنی تزریق کرده و این برای این است که او درد بیشتری نکشد و ناراحت نباشد، و برای حال خوب و توان بازی داشتن در روزهای بعدی مهم و ضروری بوده است. به او این اجازه را بدهید که از مزه دارو خوشش نیاید یا در حین تزریق درد را تجربه کند و حتی اشک بریزد ، اما بداند مقاومت کردن در مقابل خوردن دارو یا زدن واکسن فقط باعث میشود بیشتر به او سخت گرفته شود، چون ابن دارو باید خورده شود یا این تزریق باید انجام شود و حق انتخابی ندارد. اما اگر نفس عمیق بکشد ، تکان نخورد و بداند شما این کار را فقط و فقط برای سلامتی انجام میدهید کمتر اذیت خواهد شد.
ترس از شلوغی:
برخی از کودکان از وجود تعداد زیادی افراد (مخصوصاً افراد سنین بالاتر) ترس دارند و دچار اضطراب میشوند. این کودکان یا در برابر رفتن به مکان های شلوغ و مقاومت میکنند یا وقتی حضور پیدا میکنند دائماً پشت والدین خود پنهان می شوند یا بهانهگیری می کنند، تا مطمئن شوند والدین در کنارشان حضور دارند.
اگر کودک شما اینگونه رفتار میکند ، یادتان باشند با زور و تهدید ، نه تنها شرایط بهتر نخواهد شد، بلکه ترس کودک شما افزایش پیدا کرده و گاهی حتی غیر قابل کنترل میشود. در ابتدا به او اطلاعات دهید که این افراد چه کسانی هستند، آیا آنها را می شناسد؟ آیا میتواند با کسی همبازی شود؟ کسی هست که برایش کتاب بخواند یا قصه بگوید؟ در ضمن، فراموش نکنید که به او اطمینان دهید هر وقت با شما کار داشته باشد شما در دسترس هستید.